اولین چت طولانی من و زینب !

درخواست حذف این مطلب
سر شب رفتم باشگاه با اینکه تماما داشتم به حرفاش فکر می برگشتم و به دلم برات شده بود که امشب یه خبری ازش میشهمن اسمش رو توی گوشیم عوض یهو دیدم typing .... شده زیر اسم جدیدشخیلی خوشحال شدم در حالیکه ترسیده بودم ، گفتم بازم فکر کرده !!!صحبت و چت نسبتا طولانی شدتوو دلم مونده بود که بهش بگم " دوستت دارم" که گفتمخیلی دوست دارم احساسمو زبونی بهش ابراز کنم ولی ناراحت میشه و من باید خودمو کنترل کنمخوابم گرفتهساعت یک ونیمه و خوبه که الان بتونم بخوابمتازه فهمیدم همه حرکات منو متوجه شده بوده و بروم نمی اوردهجریان تیپ لباس قرمز و دعوت ناهار و صدا زدن های الکی منو فهمیده بودعالی بودی ب زینب !اینجا دیگه آزادم که :زینب ! عاشقتم !زینب ! خیلی دوستت دارم !زینب ! زینب ! زینب ! دیوانه م کردی .................................